فرازی از زندگی سیاسی معاضدالسلطنه
نقش معاضد السلطنه در شهر باد کوبه
در مجله آینده شماره 8 و9 آبان و آذر 1366 که به مدیریت مرحوم ایرج افشار منتشر می شد مقاله ای از دکتر حسین پیرنیا وجود دارد تحت عنوان گوشه ای از تاریخ زندگی اجتماعی و سیاسی ایرانیان در شهر بادکوبه و نقش معاضد السلطنه در این شهر وقتی که قنسول دولت ایران در این شهر بود. در آن مقاله به شرح وضع شهر بادکوبه در اوایل قرن ییستم پرداخته و شرح نسبتا ً مفصلی از اوضاع اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بادکوبه را ارائه نموده است
بادکوبه یکی از مراکز صنعتی استخراج و صدور نفت و یکی از مراکز مهم جمعیتی روسیه به شمار میرفت به همین دلیل از نظر ایران این منطقه به خاطر حضور ایرانیان در این شهر که به عنوان کار گرو کشاورز برای کارکردن موقت و یا دائم به این منطقه مهاجرت میکردند و ارتباطات اجتماعی؛ سیاسی وفرهنگی و اقتصادی با شهرهای تبریز و آستارا و اردبیل داشتند دارای اهمیت زیادی بود .
دکتر حسین پیر نیا با اشاره به اوضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی این ناحیه ؛ مردم منطقه جنوبی ناحیه قفقازیه را به سه گروه تقسیم میکند .
1-گروههای اجتماعی مسلمانان که اغلب شیعه مذهب بودند .
2- مسیحیان که اغلب ارمنی بودن
3- گروه سوم که اقلیت مرفه و سرمایداران و ماموران دولت بودند .
وی میگوید اکثریت شهر را دو گروه مسلمان و مسیحی تشکیل میدادند که:
مسلمانان شامل اقوام آذر بایجانی ؛ داغستانی و ایرانیان مهاجر بودند و گروه دوم مسیحیان شامل اقوام ارمنی و روسی بودند . مشاغل حکومتی از آن روسها مشاغل مهندسی و فنی از آن ارامنه و مشاغل کارگران عادی و کشاورزی را اکثریت مسلمانان بعهده داشتند .
همین تقسیم بندی باعث شده بود تا دولت روسیه تزاری تبعیضهای سیاسی ؛ اجتماعی و اقتصادی ناروایی ادر منطقه با سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن را به مرحله اجرا در آورد .بطوری که گروهای اجتماعی که ذکرشان رفت را برعلیه یکدیگر تحریک مینمود و گاهی احساسات مذهبی مسلمانان را به رخ ارامنه و گرجیها ی مسیحی ها می کشید که اگر حمایت تزار روس نباشد سلطه مسلمانان باعث نابودی آنان یعنی مسیحیان خواهد شد این در حالی بود که قبل از تزاران مسلمانان و مسیحیان طی قرون متمادی در آن دیار در صلح و آرامش و دوستی به سر میبردند . تا اینکه در سال 1905 میلادی که حکومت تزاری دچار انقلابات داخلی شد در این منطقه بین ارامنه و مسلمانان با ایجاد اختلافات داخلی و دائمی آنان را به جان هم انداخت و خود بی تفاوت نظاره گر آتشی شد که بر افروخته بود .
معاضدالسلطنه قنسول ایران در شهر بادکوبه
در این اوضاع زمانه که ذکرش بطور خلاصه رفت معاضد السلطنه در بادکوبه در اواخر سال 1904 در زمان مظفر الدین شاه به سمت قنسول ایران منصوب میشود وتا اوایل سال 1906 در آن قسمت باقی می ماند.
اما جناب معاضد السلطنه در طی این دوران به انجام دادن وظایف رسمی قنسولگری اکتفا نمیکند و با درک اهمیت این شهر در ارتباط با کشور ایران دست بکار فعالیتهای عمومی و گسترده ای میزند و برای آشنایی با اتباع ایرانی اعم از مسلمان و ارمنی بویژه کارگران میکوشد و بکار و زندگی آنان رسیدگی میکند.
معاضد السلطنه برای کمک رسانی به افراد محروم و مستمند و ایجاد ارتباط و وحدت بین ایرانیان انجمن خیریه ایرانیان را تاسیس میکند و در مقابله با سیاست تفرقه اندازی حکومت روسیه تزاری در راه ایجاد الفت ودوستی بین ارامنه و مسلمانان همت میگمارد ودر این کوشش از سابقه سلوک ایرانیان با اقلیتهای مذهبی بویژه ارامنه بهره می جوید و بوسیله انجمن خیریه ؛ مدرسه ای برای آموزش و پرورش فرزندان خانواده های ایرانی به نام ( مدرسه اتحاد ایرانیان ) پایه گذاری میکند .
در دوران قنسولگری معاضد السلطنه در بادکوبه ؛ اختلافات اجتماعی و گروهی درآن شهر منجر به جنگ داخلی بین مسلمانان و ارامنه میشود این درگیری ها در روزهای 6تا9فوریه 1905 میلادی به اوج خود میرسد ودر زد و خوردها تعدادی از طرفین کشته و زخمی می شوند >
در جریان جنگ و خون ریزی معاضد السلطنه با شهامت و فدا کاری در خط فاصل بین طرفین متخاصم حضور می یابد و برای بر قراری آتش بس با طرفین مخاصمه به مذاکره میپردازد و پس از آتش بس تعدادی از مجروحان مسلمان و ارمنی را با امکانات قنسولگری به محل امنی بویژه به محوطه قنسولگری ایران انتقال میدهد ودر قنسولگری به آنان سکنی و پناه میدهد وبه مداوا و درمان آنان می پردازد. هم چنین به کسانی که برای دور شدن از معرکه یا مراجعت به ایران یا سایر شهرهای قفقاز احتیاج به کمک مالی داشتند از وجوه خیریه و حتی از وجوه دولتی کمک میکند و ترتیب مسافرت آنان را میدهد .
در نتیجه این تلاش و فداکاری حاکمیت مردمی شهرتا حدودی بدست قنسول ایران یعنی معاضد السلطنه می افتد .
طرفین مخاصمه همین که درشکه قنسول ایران و پرچم ایران را می بینند به احترام وی تیر اندازی را قطع کرده و راه امنی برای قنسول ایران می گشایند حوادث باد کوبه و نقش معاضد السلطنه به لحاظ فداکاری ها و دلاوری های او انعکاس جهانی می یابد .
اما متاسفانه حکومت تزاری پس از تعویض نایب السلطنه قفقاز قوای مسلحه به آن شهر اعزام و به سرکوب شورش و اغتشاشاتی که علیه دولت تزار بر پا شده بود میپردازد بطوری که تا اواخر سال 1906 صلح و آرامش به این شهر باز نمیگردد به همین دلیل معاضد السلطنه پس از ورود قوای مسلح و سرکوبگر تزار به شهر باکو علی رغم مخالفت شدید زعمای شهر از مقام خود استعفا میدهد و به تهران بر میگردد ولی دولت ضعیف ایران در آن زمان که نمی تواند رفتار و روحیه قنسول ایران را در قبال اوضاع اجتماعی و انقلابی محل ماموریت درک کند مدتی معاضد السلطنه را در تهران بیکار نگه میدارد. اما با اینکه او شغل دولتی خود را از وزارت امور خارجه اختیار کرده بود و از صاحب منصبان آن وزارت خانه بود پس از ماموریت بادکوبه ؛ سمت دیگری در وزارت امور خارجه به وی ارجاع نگردید
دکتر حسین پیر نیا می نویسد :
سالها پیش ؛ از یکی از همکاران پدرم شنیدم که دولت ایران پس از مدتی از کرده خود پشیمان شد و برای سمت قنسولگری قفقاز که مقر آن تفلیس بود ه است از وزارت خارجه روسیه تقاضای پذیرش میکند تا معاضد السلطنه مجدداً به ماموریت سابق خود برگردد چون مدتی این پذیرش به تاخیر میافتد سفیر ایران به وزارت خارجه روسیه مراجعه میکند و علت تاخیر را جویا میشود در پاسخ می شنود که :
( دولت تزاری روس هرگز با این پذیرش موافقت نخواهد کرد زیرا معاضد السلطنه در بادکوبه ؛ قنسولگری نکرد بلکه حکومت کرد ) شاید طنین انداز شدن شهامت و مردم دوستی معاضد السلطنه در بلاد قفقازو جلب شدن افکار عمومی به طرف ایران باعث چنین تصمیمی شده بود .
حفظ و ادامه ارتباط معاضد السلطنه با مردم بادکوبه
معاضد السلطنه پس از مراحعت از باد کوبه ارتباط خود را با اهالی این شهر و دوستان بادکوبه ای حفظ کرد و با آنها مکاتبه مینمود . قبل از انقلاب اکتبر1917از کمک آنها به فعالیت مشروطه خواهان و نشر افکار مشروطه خواهی بویژه رسانیدن روز نامه صور اصرافیل که به همت او و به کوشش مرحوم علی اکبر دهخدا و چند تن از همکارانشان در شهر ایوردن سوئیس دائر شده بود استفاده مینمود . چون در نظر داشت برای چاپ آن روزنامه در ایران چاپخانه دائر کند پس از خرید ماشین آلات و حروفچین از لایپزیک آلمان در صدد برآمد که به کمک دوستان باد کوبه ای خود چند نفرحروفچین که با حروف فارسی آشنایی داشته باشند از بادکوبه استخدام نماید.که شرح این فعالیتها در کتاب ( مبارزه با محمد علیشاه) به تفصیل ذکر شده است .
حادثه دیگری که در ادامه این ارتباط قابل ذکر است مسافرت معاضد السلطنه به بادکوبه در اوایل سال 1919 میلادی برای خرید ماشین آلات و لوازم و وسایل به منظور توسعه و تکمیل کارخانه تهیه آرد و توزیع منظم آرد به نانواهای تهران بود وضع آرد وتوزیع آن در تهران بعلت فقدان راه و وسیله نقلیه موتوری و سیلو و کارخانه های آرد سازی نامطلوب بود .
نان و آرد قیمت ثابتی نداشت . کمیابی نان در بعضی محلات و حتی در تمام شهر به کرات اتفاق میفتاد . بنابر این صنعتی کردن تولید و توزیع آرد بعنوان اولین اقدام در تامیت ارزاق عمومی مورد توجه رجال خدمتگزار صدر مشروطیت قرار گرفته بود . اولین کسی که درین کار اقدام کرد مرحوم صنیع الدوله هدایت نخستین رئیس مجلس شورایملی ایران بود وی کوشش در راه توسعه صنعتی را اهم برنامه های اقتصادی و اجتماعی ایران می شناخت .
صنیع الدوله کارخانه ای برای تهیه آرد از روسیه خریداری و در محلی در چهار راه سیدعلی آن زمان( تلاقی خیابان منوچهری و خیابان سعدی امروز ) نصب کرده بود
معاضد السلطنه که از دوستان و همکاران او بود تصمیم به ادامه کار صنعتی صنیع الدوله گرفت و کارخانه ی مزبور را که در ان زمان منحصر بفرد بود از صنیع الدوله خریداری کرد وبا پشتیبانی بلدیه (شهرداری ) جدید التاسیس تهران در صدد تکمیل و توسعه آن برآمد و با سرمایه ی قابل توجهی که از دارائی شخصی و استقراض از دوستان و خویشان فراهم آورد ه بود در اواخر سال 1919 عازم بادکوبه شد و با مشورت مهندسان و متخصصانی که در آن شهر می شناخت ماشین آلات حمل و نقل و چراثقال برای توسعه و تجدید و تکمیل کارخانه مزبور خریداری کرد . صورت اشیائ خریداری شده که بعداً برای وزارت امور خارجه فرستاده است بقرار زیر بوده است .
1- دو موتور دیزل هرکدام یکصد اسب قوه با تمام لوازم
2- چهار دستگاه اسباب سنگ آسیا
3- سه دستگاه کامیون باری پنج تنی
4- یک دستگاه ماشین نجاری با تمام لوازم
5- یک دستگاه ماشین چرخ تراش برای تراش اشیاء آهنی و چدنی
6- دو دستگاه جرثقیل یکی برای سه تن و دیگری برای شش تن بار
7- سه عدد قپان ازیک سیر الی چهار خروار که مطابق سیستم توزین ایران ساخته شده بود
8- دو عدد تلمبه آب
9- یک دستگاه مولد برق برای روشنایی
10- یک دستگاه ماشین آلات روغن صاف کنی
11- سی بشکه سیمان
12- مقدار کافی لوله های آهنی و تسمه های چرمی وتایر کامیون و لوازم آهنگری و غیره
مصداق ِ حکایتِ تو نیکی می کن و در دجله انداز...
دکتر حسین پیرنیا مینویسد پدرم تعریف میکرد پس از خریداری کلیه ماشین آلات و کامیون ها و تجهیزات در حالی که اوضاع باد کوبه آشفته و ناامن بود و شایعه کودتا و انقلاب بشدت رواج داشت ( حوادث انقلاب 1917 روسیه ودر پی آن سقوط تزارها) توانست تمام آنها را برای فرستادن به بندر انزلی به کشتی حمل کند و قرار بود کشتی روز 26 آوریل 1920 بادکوبه را به قصد بند انزلی ترک نماید . وی با خیال راحت به هتل محل اقامت برگشته و اثاثیه اش را جمع کرده حساب هتل را تصفیه نموده بود تا فردا با همان کشتی به ایران برگردد .
ولی صبح زود در حالیکه خود را آماده ترک هتل کرده بود صدای تیر اندازی از محوطه هتل شنیده میشود . وقتی از پنجره به بیرون نگاه میکند عده ای از ساکنان هتل را که از کارخانه داران و سرمایه داران سر شناس بودند می بیند که درصفی جلوی میز هیئتی مسلح و اونیفرم پوش ایستاده اند . در همین اثنا درب اطاق کوبیده میشود و بدون اینکه وی پاسخی بدهد سه نفر اونیفرم پوش مسلح وارد اطاق میشوند . وی که خود را برای دستگیر شدن آماده کرده بود ناگهان میبیند که چهره خشمگین یکی از افراد این هیئت سه نفری عوض و متبسم و نرم میشود . پس از اندکی مکث و فکر با قدمهای تند بطرف پدرم پیش می آید و در حالی که با صدای بلند میگوید معاضد السلطنه ؛ معاضد السلطنه ؛ وی را در آغوش می گیرد و به روسی میگوید > معاضد السلطنه! من شما را به خوبی میشناسم >
پس از گفتگوی مختصری معلوم میشود که رئیس هیئت اونیفرم پوش مسلح که به اطاق هتل وارد شده است .پسر یکی از باغبانان قنسولگری ایران در باد کوبه در حوادث سال 1905 است که شاهد کوشش و فداکاری معاضد السلطنه قنسول ایران در آن حوادث بوده است . وی به معاضد السلطنه میگوید که ازین ساعت تحت حمایت دولت انقلابی باد کوبه هستید و نباید از هتل خارج شوید تا فردا موقع عزیمت یک کشتی از باد کوبه به بندر انزلی شخصا ً به هتل می آید و وی را به کشتی سوار میکند .
دکتر حسین پیر نیا در ادامه میگوید
پدرم حکایت میکرد که این جوان انقلابی به همین ترتیب عمل کرد و در ساعت مقرر به هتل آمد و من را تا کشتی که عازم ایران بود همراهی نمود . در حالی که با کشتی مسافر بری بندر باد کوبه را به طرف بندر انزلی ترک میکرد از دور کشتی دیگری را که برای حمل ماشین آلات و کامیونهای خریداری شده کرایه کرده بود می بیند که در اسکله لنگر انداخته و کشتی و بارهای موجود در آن که متعلق به اتباع ایران بود ه توقیف گردیده است .
پس از مراجعت به ایران چند سال با مراجعات مکرر به وزارت امور خارجه و سایر مقامات ایرانی برای باز پس گرفتن اموال و ماشین آلات توقیف شده کوشش و تلاش کرد ولی فایده ای نبخشید . اگر چه مرحوم مشاور الممالک اولین سفیر دولت ایران نزد دولت اتحاد جماهیر شوروی پس از ورود به باد کوبه و چند روز اقامت در آن شهر گزارش می دهد .
1- مامورین رسمی دولت ایران را که توقیف کرده بودند مرخص کرده و رسما معذرت خواهی خواستند
2- اموال اتباع ایرانی که غارت شده بو تحت نظر کمیسیونی به ریاست ساعد مراغه ای تحویل و آنچه مفقود شده بود قیمت آنرا مسترد داشتند
3- راجع به اعزام قوا به ایران دستور مراجعت داده شد
4- از محبوسین آنهایی که بی تقصیر بودند مرخص ومقصرین سیاسی را به ایران اعزام داشتند .
اما از مکاتبات باقیمانده ازین جریان چنین بنظر می رسد که مقامات ایرانی برای باز پس گرفتن اموال و اشیاء معاضد السلطنه اقدام جدی به عمل نیاوردند . پس از مکاتبات متعدد و مکرر وزارت امور خارجه در 29 جوزا 1302 رونوشت گزارش سفیر ایران در مسکو را به شرح زیر برای معاضد السلطنه می فرستد
راپورت مسکو
مورخه 19 مه 1923
نمره 172
مرقومه مورخه 26 اوت نمره 8303 راجع به اشیاء متعلقه به آقای معاضد السلطنه زیارت شد این مسئله جزو مسائل کلی است و تحت عنوان خسارت عمومی خواهد رفت و مذاکره درین باب مثمر ثمری نخواهد داشت / تمام